tear-stained

🌐 اشک آلود

اشک‌آلود / اشک‌لکه‌دار؛ چیزی (مثلاً صورت، نامه، بالش) که ردِ اشک روی آن مانده و از اشک خیس یا لکه‌دار شده است.

صفت (adjective)

📌 لکه‌دار یا خیس از اشک.

📌 اثری از اشک یا نشانه‌هایی از گریه کردن نشان می‌دهد.

جمله سازی با tear-stained

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 A tear stained sleeve revealed how hard he fought to keep speaking calmly.

آستین اشک‌آلودش نشان می‌داد که چقدر برای آرام صحبت کردن تقلا می‌کرده است.

💡 His face was tear-stained and his eyes swollen in the postrace news conference, but O’Ward was stoic.

در کنفرانس خبری بعد از مسابقه، صورتش اشک‌آلود و چشمانش متورم بود، اما اووارد خونسرد بود.

💡 She unfolded a tear stained letter that smelled faintly of rain and old paper.

او نامه‌ای را که لکه‌ای از اشک داشت و بوی ضعیف باران و کاغذ قدیمی از آن می‌آمد، باز کرد.

💡 The tear stained program from the memorial stayed tucked inside her journal.

برنامه‌ی اشک‌آلودِ مربوط به یادبود، همچنان در دفترچه‌ی خاطراتش باقی مانده بود.

💡 I woke up with a sweaty forehead and tear-stained cheeks.

با پیشانی عرق کرده و گونه‌های خیس از اشک از خواب بیدار شدم.

💡 Watkins bowed her head on the table to hide her own tear-stained cheeks.

واتکینز سرش را روی میز خم کرد تا گونه‌های خیس از اشکش را پنهان کند.