soften
🌐 نرم کردن
فعل (با مفعول استفاده میشود) (verb (used with object))
📌 نرم یا نرمتر کردن.
فعل (بدون مفعول استفاده میشود) (verb (used without object))
📌 نرم شدن یا نرمتر شدن
جمله سازی با soften
💡 The butter will soften if left on the counter overnight.
اگر کره یک شب روی میز بماند، نرم میشود.
💡 His criticism of the president has softened in the past year.
انتقاد او از رئیس جمهور در سال گذشته ملایمتر شده است.
💡 The recipe called for one stick of butter, softened.
دستور پخت به یک قالب کره، نرم شده، نیاز داشت.
💡 Leaders soften announcements by sharing context and next steps.
رهبران با به اشتراک گذاشتن زمینه و مراحل بعدی، اطلاعیهها را تلطیف میکنند.
💡 The company has softened its stance on dating in the workplace.
این شرکت موضع خود را در مورد قرار ملاقات در محل کار نرم کرده است.
💡 The oil is used to soften and preserve the leather.
از این روغن برای نرم کردن و محافظت از چرم استفاده میشود.