rhizomorphous
🌐 ریزومورفیک
صفت (adjective)
📌 ریشه مانند در شکل.
جمله سازی با rhizomorphous
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The colony looked rhizomorphous, forming rootlike cords that stitched logs together.
این کلونی ریزومورف به نظر میرسید و طنابهای ریشهمانندی تشکیل میداد که کندهها را به هم میچسباند.
💡 A rhizomorphous pattern suggests coordinated foraging rather than random chance.
الگوی ریزومورفیک، جستجوی هماهنگ غذا را به جای شانس تصادفی نشان میدهد.