paid
🌐 پرداخت شده
فعل (verb)
📌 زمان گذشته ساده و اسم مفعول pay.
جمله سازی با paid
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 She was given a paid day off to deal with some personal matters.
به او یک روز مرخصی با حقوق داده شد تا به برخی از کارهای شخصیاش رسیدگی کند.
💡 Starting at 6 p.m., a paid fashion gala will begin, with tickets sold here.
از ساعت ۶ بعد از ظهر، یک جشن مد پولی آغاز میشود که بلیطهای آن از اینجا فروخته میشود.
💡 She is one of the few paid public officials in a town run mostly by volunteers.
او یکی از معدود مقامات دولتی حقوقبگیر در شهری است که عمدتاً توسط داوطلبان اداره میشود.
💡 As for paid plans, Slack's starting costs are higher than those for Teams across the board.
در مورد طرحهای پولی، هزینههای اولیهی اسلک در کل از هزینههای تیمز بیشتر است.
💡 Note: This article is being published as a paid political commentary.
توجه: این مقاله به عنوان یک تفسیر سیاسی پولی منتشر میشود.