intellectuality
🌐 روشنفکری
اسم (noun)
📌 کیفیت یا حالت روشنفکر بودن.
📌 شخصیت یا قدرت فکری.
جمله سازی با intellectuality
💡 “She wanted artists to embrace our intellectuality and its fevered origins.”
«او میخواست هنرمندان، روشنفکری ما و ریشههای تبآلود آن را بپذیرند.»
💡 “I have no pretense at intellectuality.”
«من هیچ تظاهری به روشنفکری ندارم.»
💡 If I am forced to choose, I may opt for intellectuality.
اگر مجبور به انتخاب شوم، ممکن است روشنفکری را انتخاب کنم.
💡 The book’s intellectuality is neatly camouflaged by its impish humor.
جنبهی روشنفکرانهی کتاب به طرز ماهرانهای در پس طنز شیطنتآمیزش پنهان شده است.