inappellable
🌐 غیرقابل استناد
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 غیرقابل تجدیدنظرخواهی، به عنوان یک تصمیم دادگاه؛ غیرقابل اعتراض
جمله سازی با inappellable
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 An inappellable ruling demands caution before issuance.
حکم غیرقابل تجدیدنظرخواهی، پیش از صدور، احتیاط لازم را ایجاب میکند.
💡 Investors feared the regulator’s inappellable fines.
سرمایهگذاران از جریمههای غیرقابل تجدیدنظرخواهی نهاد ناظر میترسیدند.
💡 The tribunal’s decision was inappellable by statute.
رأی دادگاه بدوی طبق قانون غیرقابل تجدیدنظرخواهی بود.