garrulous
🌐 پرحرف
صفت (adjective)
📌 بیش از حد پرحرف، به شیوهای نامرتبط و غیر مستقیم، به خصوص در مورد مسائل بیاهمیت.
📌 پرحرف یا پراکنده.
جمله سازی با garrulous
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Mr. Moes saw Mr. Trump’s verbal mistakes as the foreseeable gaffes of a garrulous candidate, not as signs of aging.
آقای موئس اشتباهات کلامی آقای ترامپ را به عنوان گافهای قابل پیشبینی یک نامزد پرحرف میدید، نه به عنوان نشانههایی از پیری.
💡 Affleck, of course, has always been a more garrulous, charismatic screen presence.
البته افلک همیشه حضوری پرحرفتر و کاریزماتیکتر روی پرده سینما داشته است.
💡 a garrulous boy who was in constant trouble for talking out of turn
پسر پرحرفی که به خاطر حرف زدن خارج از نوبت مدام به دردسر میافتاد
💡 He became more garrulous after drinking a couple of beers.
بعد از نوشیدن چند آبجو، پرحرفتر شد.
💡 Somebody who is always garrulous and tends to go off on tangents when speaking may do this more frequently.
کسی که همیشه پرحرف است و هنگام صحبت کردن تمایل دارد از مسیر اصلی منحرف شود، ممکن است این کار را بیشتر انجام دهد.