دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 موجود؛ موجود؛ جاری
📌 وجود داشتن؛ زیستن
📌 شخص یا چیزی که وجود دارد
🌐 موجود
📌 موجود؛ موجود؛ جاری
📌 وجود داشتن؛ زیستن
📌 شخص یا چیزی که وجود دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Philosophers wrangle over what’s exˈistent, while engineers quietly build things that undeniably are.
فیلسوفان بر سر آنچه وجود دارد بحث میکنند، در حالی که مهندسان بیسروصدا چیزهایی میسازند که بیشک وجود دارند.
💡 The catalog labels the species exˈistent only in remnant populations, urging conservation beyond hashtags.
این کاتالوگ، گونههای موجود را فقط در جمعیتهای باقیمانده برچسبگذاری میکند و خواستار حفاظت فراتر از هشتگها است.
💡 Proof that something is exˈistent doesn’t settle whether it’s beneficial.
اثبات وجود چیزی، مفید بودن یا نبودن آن را ثابت نمیکند.