Christlike
🌐 مسیحگونه
صفت (adjective)
📌 مانند مسیح؛ نشان دادن روح مسیح.
جمله سازی با Christlike
💡 A Christlike response to criticism starts with curiosity, not defensiveness.
یک واکنش مسیحگونه به انتقاد با کنجکاوی شروع میشود، نه با حالت تدافعی.
💡 Volunteers became surprisingly Christlike after snacks, proving holiness and blood sugar sometimes cooperate.
داوطلبان پس از صرف میان وعده به طرز شگفت انگیزی مسیح گونه رفتار کردند، که ثابت میکند تقدس و قند خون گاهی اوقات با هم هماهنگ هستند.
💡 Or, rather, he was dragging the cross on a wheel, which offended me largely because he wasn’t doing the Christlike physical penance he was advertising.
یا بهتر بگویم، او صلیب را روی چرخ میکشید، که بیشتر به این دلیل مرا آزرده خاطر کرد که او آن توبه فیزیکی مسیحگونهای را که تبلیغ میکرد، انجام نمیداد.
💡 She defined Christlike leadership as washing feet metaphorically—serving first, listening always, and relinquishing status when necessary.
او رهبری مسیحگونه را به صورت استعاری شستن پاها تعریف کرد - اول خدمت کردن، همیشه گوش دادن، و در صورت لزوم از مقام و موقعیت خود دست کشیدن.
💡 Meanwhile, the Christlike prophet declares that “all power is violence against people.”
در همین حال، پیامبر مسیحگونه اعلام میکند که «تمام قدرت، خشونت علیه مردم است.»