اسم (noun)
📌 کسی که بیادبانه درباره خدا یا مقدسات صحبت میکند.
📌 کسی که از کسی یا چیزی بدگویی میکند یا به او تهمت میزند
🌐 کفرگو
📌 کسی که بیادبانه درباره خدا یا مقدسات صحبت میکند.
📌 کسی که از کسی یا چیزی بدگویی میکند یا به او تهمت میزند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 History shows today’s blasphemer can become tomorrow’s classic; time edits our outrage ruthlessly.
تاریخ نشان میدهد که کفرگوی امروز میتواند به چهرهای کلاسیک فردا تبدیل شود؛ زمان خشم ما را بیرحمانه ویرایش میکند.
💡 Consider Second Timothy, 3: 2: “For men shall be lovers of their own selves, covetous, boasters, proud, blasphemers, disobedient to parents, unthankful, unholy.”
به دوم تیموتائوس، باب ۳، آیه ۲ توجه کنید: «زیرا مردمان، خودپرست، طماع، لافزن، مغرور، بدگو، نامطیع والدین، ناسپاس و ناپاک خواهند بود.»
💡 The tabloids branded the comedian a blasphemer, but ticket lines suggested audiences value nuance over headlines.
نشریات زرد این کمدین را کفرگو خواندند، اما صفهای بلیتفروشی نشان میداد که مخاطبان برای نکات ظریف بیش از تیترها ارزش قائلند.