اعماقها في
🌐 اعماق آن در
این عبارت نیز ساختی ناتمام دارد و به معنی «اعماقِ او در...» است. برای فهم دقیق، باید بعد از «في» کلمه یا جملهای بیاید.
جمله سازی با اعماقها في
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عادت الذكرى إلى اعماقها في لحظة مفاجئة أثناء حديثها مع صديقتها.
این خاطره ناگهان، وقتی داشت با دوستش صحبت میکرد، به ذهنش هجوم آورد.
💡 ظلّ الحزن مختبئًا في اعماقها في الأيام الأولى بعد الفقد.
این غم در روزهای اول پس از فقدان، در اعماق وجودش پنهان ماند.
💡 كانت الثقة تنمو ببطء في اعماقها في كل مرة تتلقى فيها دعمًا صادقًا.
هر بار که از حمایت واقعی برخوردار میشد، اعتماد به نفس به آرامی در اعماق وجودش رشد میکرد.