ينيب

🌐 او منصوب می‌کند

«يُنِيب» یعنی بازمی‌گردد، رجوع می‌کند، توبه می‌کند، به‌سوی خدا یا راه درست بازمی‌گردد. این فعل از ریشهٔ «أَنابَ» است و در متون دینی و اخلاقی برای توبه و بازگشت به حق زیاد به کار می‌رود.

جمله سازی با ينيب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رابعا: يتخذ مجلس الرئاسة قراراته بالإجماع ويجوز لأي عضو أن ينيب أحد العضوين الآخرين مكانه.

چهارم: شورای ریاست جمهوری تصمیمات خود را به اتفاق آرا اتخاذ می‌کند و هر عضو می‌تواند یکی از دو عضو دیگر را به جای خود وکالت دهد.

💡 ينيب القائد بعض المسؤوليات إلى نائبه أثناء السفر.

رهبر در طول سفر برخی از مسئولیت‌ها را به معاون خود واگذار می‌کند.

💡 ينيب الرجل إلى ربه في أوقات الشدة طالبًا العون والمغفرة.

انسان در سختی‌ها به پروردگارش روی می‌آورد و از او یاری و بخشش می‌خواهد.

کلمات مرتبط