يمسه
🌐 لمسش کن
صفت (adjective)
📌 دست نخورده توسط
دیکشنری عربی به فارسی
📌 او را لمس کن
جمله سازی با يمسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الطبيب قال إن الجرح بسيط ولا يمسه خطرٌ كبير إذا نُظف جيداً.
پزشک گفت که زخم جزئی است و اگر به درستی تمیز شود، خطر بزرگی ایجاد نمیکند.
💡 المولود الجديد كان مغموراً بالبراءة، لا يمسه متاعب العالم.
نوزاد در معصومیت غوطهور بود و از مشکلات دنیا مصون مانده بود.
💡 كان العجل السائب يتجول بحرية عبر المراعي الفسيحة دون أن يمسه إنسان.
گوسالهی سرگردان آزادانه در مراتع وسیع پرسه میزد، بدون اینکه انسانی به او دست بزند.
💡 لا يمسه أحدٌ قبل أن يبرد تماماً، فالمعدن يكون شديد السخونة بعد اللحام.
هیچ کس نباید تا زمانی که کاملاً خنک نشده است به آن دست بزند، زیرا فلز پس از جوشکاری بسیار داغ است.
💡 عندما نام الطفل، لم يمسه أي صوتٍ مزعج لأن الغرفة كانت هادئة جداً.
وقتی کودک به خواب رفت، هیچ صدایی او را آزار نداد زیرا اتاق بسیار ساکت بود.