يفسح

🌐 جا باز می‌کند

این واژه از ریشه «فَسَحَ» است و به معنی «گشاده می‌کند، جا باز می‌کند، وسعت می‌دهد» می‌آید. در کاربردهای اجتماعی هم ممکن است به معنی «جا دادن به دیگران» یا «فرصت دادن» باشد. در فارسی می‌توان آن را «گشایش می‌دهد» یا «فضا ایجاد می‌کند» ترجمه کرد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 باز

📌 باز می‌شود

📌 واضح

📌 گسترش دادن

جمله سازی با يفسح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في الحافلة، يجب أن يفسح الركاب مكانًا لكبار السن والنساء الحوامل.

در اتوبوس، مسافران باید برای سالمندان و زنان باردار جا باز کنند.

💡 طلب المعلم من الطلاب أن يفسح بعضهم لبعض المجال عند الدخول إلى الصف.

معلم از دانش‌آموزان خواست که هنگام ورود به کلاس، برای یکدیگر جا باز کنند.

💡 قرر المدير أن يفسح الوقت للنقاش قبل اتخاذ القرار النهائي.

مدیر تصمیم گرفت قبل از تصمیم‌گیری نهایی، زمانی را برای بحث و گفتگو اختصاص دهد.

💡 ‬الكثير من العلوم الطبية النفسية‬ ‫كانت عازبة عن ادمغتهم وال يفسح نيلها إال من سبيل جامعي رسمي‪

بسیاری از علوم روانشناسی برای آنها غیرقابل دسترس بود و فقط از طریق تحصیلات رسمی دانشگاهی قابل دستیابی بودند.

💡 غالبًا ما يفسح المعلمون المجال للطلاب الذين يرفعون أيديهم لطرح الأسئلة.

معلمان اغلب به دانش‌آموزانی که دست خود را برای پرسیدن سوال بالا می‌برند، راه می‌دهند.

💡 ‫فلم يعد يفسح مكان لتحقيق تطلعات الروح واشواقها كما كان ُمتاحا ً‬ ‫ومقبوالً في القرون الغابرة‪.

دیگر جایی برای تحقق آرزوها و خواسته‌های روح، آنطور که در قرون گذشته در دسترس و قابل قبول بود، باقی نمی‌گذارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران