يفرمل

🌐 ترمزها

این واژه در عربیِ رایج بسیار متداول نیست و احتمال دارد صورت نادرستِ یک واژه دیگر باشد یا به‌صورت محلی / مصدری خاص به کار رفته باشد. اگر منظور «يُرَمِّل» یا واژه‌ای مشابه باشد، می‌تواند به معنای «شن‌ریزه‌دار کردن»، «به صورت ماسه درآوردن» یا چیزی شبیه به آن باشد. برای معنی دقیق‌تر، دیدن جمله اصلی لازم است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ترمز

جمله سازی با يفرمل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عندما اقتربوا من المنعطف، تذكر أن يفرمل بقوة.

همین که به پیچ نزدیک شدند، یادش رفت که محکم ترمز کند.

💡 أي شيء على الطريق يجعل الشخص يفرمل أو يغير الاتجاه.

هر چیزی در جاده که باعث شود شخصی ترمز کند یا مسیرش را تغییر دهد.

💡 السائق يفرمل فجأة عندما رأى الطفل يعبر الشارع دون انتباه.

راننده با دیدن کودک که بدون نگاه کردن از خیابان عبور می‌کرد، ناگهان ترمز کرد.

💡 عندما يفرمل الحافلة فجأة، نشعر بالقوة العطالية التي تدفعنا للأمام.

وقتی اتوبوس ناگهان ترمز می‌کند، ما نیروی اینرسی را احساس می‌کنیم که ما را به جلو هل می‌دهد.

💡 في التدريب، تعلم المتسابق كيف يفرمل في الوقت المناسب قبل المنعطف الحاد.

در تمرین، مسابقه‌دهنده یاد می‌گیرد که چگونه قبل از یک پیچ تند، به موقع ترمز کند.

💡 عند نزول الطريق الجبلي، يجب أن يفرمل ببطء حتى لا يفقد السيطرة على السيارة.

هنگام سرازیری از جاده کوهستانی، باید به آرامی ترمز کند تا کنترل ماشین از دست او خارج نشود.

کلمات مرتبط