يغيب

🌐 او غایب است.

از ریشهٔ «غاب» به معنی «غایب می‌شود، پنهان می‌شود، ناپدید می‌شود» است. این فعل هم برای حضور نداشتن و هم برای دیده نشدن یا از نظرها پنهان شدن به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 از دست دادن

📌 غایب بودن

📌 دور

📌 رفته باشی.

📌 ناپدید شدن

📌 دوری کردن از

جمله سازی با يغيب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ويجب ألا يغيب عن ذهننا أن السلام لا يمكن فرضه فرضا.

نباید فراموش کنیم که صلح را نمی‌توان تحمیل کرد.

💡 كثيرًا ما يغيب الموظف بسبب السفر أو المرض.

کارمندان اغلب به دلیل مسافرت یا بیماری غایب هستند.

💡 إذا يغيب الطالب عن الدرس، يفوته جزء مهم من الشرح.

اگر دانش‌آموزی در جلسه درس غایب باشد، بخش مهمی از توضیحات را از دست می‌دهد.

💡 تتكاثر الشائعات في الأحياء الشعبية عندما يغيب التحقق من الأخبار.

وقتی صحت اخبار تایید نمی‌شود، شایعات در محله‌های کارگرنشین زیاد می‌شوند.

💡 يضعف أداء الفريق عندما يغيب التعاون بين أفراده.

عملکرد تیم زمانی ضعیف می‌شود که بین اعضای آن همکاری وجود نداشته باشد.

💡 قد يغيب القمر خلف السحب في الليالي الممطرة.

ممکن است ماه در شب‌های بارانی پشت ابرها ناپدید شود.

کلمات مرتبط