يعرج
🌐 لنگیدن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 لنگ
📌 لنگیدن
جمله سازی با يعرج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 القطارُ يعرج قليلًا نحوَ الجنوبِ قبلَ أن يعودَ إلى المسارِ الرئيسيِّ في الرحلةِ الطويلةِ.
قطار قبل از بازگشت به ریل اصلی در این سفر طولانی، کمی به سمت جنوب منحرف میشود.
💡 المرضُ أحيانًا يعرج مسارَ الشخصِ فيجعلهُ يمشي ببطءٍ ويحتاجُ إلى متابعةٍ طبيةٍ.
گاهی اوقات بیماری مانع پیشرفت فرد میشود و باعث میشود که او به آرامی راه برود و نیاز به پیگیری پزشکی داشته باشد.
💡 إذا يعرج الطريقُ بينَ الجبالِ، فإنَّ القيادةَ تصبحُ أكثرَ حذرًا وصبرًا.
اگر جاده از میان کوهها پیچ بخورد، رانندگی محتاطتر و صبورتر میشود.
💡 كان الجندي يعرج أحيانًا بسبب الجروح التي تعرض لها في الحرب.
سرباز به خاطر زخم هایی که در جنگ برداشته بود، گاهی می لنگید.
💡 أخذ الرجل كَلَبَه إلى الطبيب البيطري عندما لاحظ أنه يعرج في المشي.
این مرد وقتی متوجه شد سگش میلنگد، او را نزد دامپزشک برد.
💡 هو ترك أثر القدم في الطين و أراد من شخص ما أن يراه يعرج بعيداً
او ردپایی روی گل و لای به جا گذاشت و میخواست کسی شاهد لنگیدن و رفتنش باشد.