يرتعش

🌐 او می‌لرزد.

یعنی «می‌لرزد، تکان‌های ریز و پی‌درپی دارد». این واژه نزدیک به «يرتعد» است، اما معمولاً لرزشی نرم‌تر، پیوسته‌تر و گاهی از احساسات یا هیجان را بیان می‌کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 لرزیدن

📌 تکان ناگهانی

📌 تکان دادن

📌 بال بال زدن

جمله سازی با يرتعش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬أو تلمس‬ ‫اصطدم ِ ابلكرسي من خلفك و كل ما بك كان يرتعش.

یا اینکه صندلی را لمس می‌کردی و از پشت به آن می‌خوردی و تمام وجودت می‌لرزید.

💡 يرتعش الضوء في الغرفة بسبب الرياح التي تهز النافذة.

نور اتاق به خاطر باد که پنجره را تکان می‌دهد، سوسو می‌زند.

💡 ‬فقد كان يرتعش خوفا من أن يخطأ‬ ‫ويكشف عن أمر ما‪

از ترس اینکه مبادا اشتباه کند و چیزی را فاش کند، می‌لرزید.

💡 يرتعش الطفل قليلًا بعد خروجه من الماء البارد.

کودک پس از بیرون آمدن از آب سرد، کمی می‌لرزد.

💡 يرتعش صوتها عندما تتحدث عن ذلك اليوم الصعب.

وقتی از آن روز سخت حرف می‌زند، صدایش می‌لرزد.

💡 ‬ونظرتؾ‬ ‫إىدني صوتؾ الذي يرتعش لو الرجاؿ‬ ‫وقامتؾ‬ ‫إىدني رجولتؾ.

نگاهت همچون صدایی است که لرزه بر اندام مردان می‌اندازد و حضورت همچون مردانگی.

کلمات مرتبط