يتصبب
🌐 میچکد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 عرق میکند
📌 سرازیر شدن
جمله سازی با يتصبب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان العرق يتصبب من جباههم وهم يكدحون ليوم آخر في مكان تكسير الصخور.
عرق از پیشانیهایشان جاری بود، در حالی که برای یک روز دیگر در محل شکستن سنگ تلاش میکردند.
💡 يجري بسرعة كبيرة لدرجة أنه يتصبب عرقاً كالشلال في كل مرة.
او آنقدر سریع میدود که هر بار مثل آبشار عرق میکند.
💡 تعامل السياسي المحنك مع الأسئلة الصعبة دون أن يتصبب عرقا.
این سیاستمدار باتجربه، بدون هیچ زحمتی از پس سوالات دشوار برآمد.
💡 يتصبب العرق من جبينه بعد الجري لمسافة طويلة تحت الشمس الحارقة في منتصف النهار.
عرق از پیشانیاش سرازیر است، بعد از اینکه مسافت زیادی را زیر آفتاب سوزان ظهر دویده است.
💡 يتصبب القهوة من الإبريق بحذر كي لا تنسكب على الطاولة أثناء استقبال الضيوف.
قهوه با دقت از قوری ریخته میشود تا هنگام پذیرایی از مهمانان، روی میز نریزد.
💡 يتصبب الماء من السقف عندما يهطل المطر الغزير، فتضطر الأسرة إلى إصلاح التسرب بسرعة.
وقتی باران شدید میبارد، آب از سقف چکه میکند و خانواده مجبور میشوند به سرعت نشتی را تعمیر کنند.