ومقدرتش
🌐 و من نتوانستم
«وَمُقدَرَتُش» واژهای عربیِ محاورهای نیست و در این صورتِ نوشتاری بیشتر شبیه ترکیبی فارسی-عربی یا شکلِ تحریفشده است. اگر منظور «مقدرتش» باشد، در فارسی یعنی «تواناییِ او» یا «قدرتِ او». اما اگر از عربیِ معیار بخواهیم، نزدیکترین واژه «قدرتُه» یا «مقدرته» است. پس معنی محتمل در فارسی، «توانش / قدرتش».
جمله سازی با ومقدرتش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حاولتُ أن أساعدَهُ، لكنني ومقدرتش أصلَ إليهِ في الوقتِ المناسبِ.
سعی کردم کمکش کنم، اما نتوانستم به موقع به او برسم.
💡 قالتْ الأمُّ بحزنٍ إنها ومقدرتش تمنعَ ابنَها من السفرِ وحدهُ.
مادر با ناراحتی گفت که نمیتواند مانع سفر تنها پسرش شود.
💡 اعترفَ اللاعبُ أنه ومقدرتش يُكملَ المباراةَ بسببِ الإصابةِ المفاجئةِ.
این بازیکن اعتراف کرد که به دلیل مصدومیت ناگهانی نتوانسته مسابقه را به پایان برساند.