وقوف السيارة
🌐 پارکینگ
اسم (noun)
📌 پارکینگ
جمله سازی با وقوف السيارة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وجد السائق مكانًا مناسبًا لـ وقوف السيارة قرب السوق القديم.
راننده نزدیک بازار قدیمی جای مناسبی برای پارک ماشین پیدا کرد.
💡 منع القانون وقوف السيارة في هذا الشارع الضيق خلال ساعات الذروة.
طبق قانون، پارک کردن در این خیابان باریک در ساعات اوج ترافیک ممنوع است.
💡 لا تنسَ تجديد تصريح وقوف السيارة الموسمي قبل أن ينتهي.
فراموش نکنید که مجوز پارکینگ فصلی خود را قبل از انقضا تمدید کنید.
💡 سمح الحارس وقوف السيارة عند المدخل لمدة خمس دقائق فقط لإنزال الأمتعة.
نگهبان فقط پنج دقیقه به ماشین اجازه داد تا در ورودی پارک کند تا چمدانها را تخلیه کند.
💡 لقد عرض تصريح وقوف السيارة الموسمي بوضوح على لوحة القيادة.
مجوز پارکینگ فصلی به وضوح روی داشبورد نمایش داده میشد.