وصيا
🌐 سرپرستی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نگهبان
📌 متولی
📌 نایبالسلطنه
📌 یک امانتدار
جمله سازی با وصيا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اختارت المحكمة شخصًا وصيا لإدارة ممتلكات القاصر.
دادگاه برای اداره اموال صغیر، قیم تعیین میکند.
💡 بقي الرجل وصيا على أخيه الصغير حتى أكمل دراسته الجامعية.
آن مرد تا پایان تحصیلات دانشگاهی برادر کوچکترش، سرپرست او باقی ماند.
💡 أن تكون وصيا على هذه الرقعة من الارض فان هذا يعطيك احساسا ضئيلا بالحرية
نگهبان این تکه زمین بودن، حس آزادی بسیار کمی به شما میدهد.
💡 لم يكن وصيا عليهم إلا بعد أن وافقت العائلة على ذلك رسميًا.
او تا زمانی که خانواده رسماً با این امر موافقت نکرده بودند، به عنوان قیم آنها منصوب نشد.
💡 وبوصفه وصيا المدرسة، وأنا لن تفرق بيننا.
من و او به عنوان ولی مدرسه، بین خودمان فرقی نمیگذاریم.
💡 لقد أهانني بجعل ذلك الجندي الغبي وصيا إرادة الملك معقدة.
او با قرار دادن آن سرباز احمق به عنوان نگهبان وصیتنامهی پیچیدهی پادشاه، به من توهین کرد.