وجودی

🌐 وجود من

این واژه در فارسی‌نویسیِ عربی‌مآب، همان «وجودی» است و از نظر معنا به چیزی مربوط می‌شود که به «وجود» و «هستی» وابسته است. در اصطلاحات فلسفی، گاهی معادل «اگزیستانسیال» یا «هستی‌شناسانه» است.

صفت (adjective)

📌 بودن

📌 وجودی

📌 هستی‌شناختی

📌 اگزیستانسیالیست

جمله سازی با وجودی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هذا السؤال وجودی يفرض علينا التفكير في معنى الحياة قبل البحث عن التفاصيل الصغيرة.

این پرسش وجودی ما را وادار می‌کند که قبل از جستجوی جزئیات کوچک، به معنای زندگی فکر کنیم.

💡 مررتُ بمرحلة وجودی جعلتني أعيد ترتيب أولوياتي وأفهم نفسي أكثر.

من از مرحله‌ای از وجودم عبور کردم که باعث شد اولویت‌هایم را از نو تنظیم کنم و خودم را بهتر بشناسم.

💡 الحديث عن الموت أحيانًا يفتح أمام الإنسان أبوابًا وجودی لا يراها في الأيام العادية.

صحبت کردن در مورد مرگ گاهی اوقات درهای وجودی را برای فرد باز می‌کند که در روزهای عادی آنها را نمی‌بیند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران