والتحق
🌐 و او پیوست
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و ثبت نام شده
📌 او پیوست
📌 و پیوست
📌 او شرکت کرد
📌 دوباره ملحق شد
جمله سازی با والتحق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منذ أحد عشر عاماً والتحق بالسلك المتكلم "المكتب مزرعة آيوا".
یازده سال پیش، او به گروه گویندگان «دفتر مزرعه آیووا» پیوست.
💡 عندما وجد فرصة أفضل، والتحق بالشركة الجديدة في بداية الشهر.
وقتی فرصت بهتری پیدا کرد، در ابتدای ماه به شرکت جدید پیوست.
💡 قال مروان إنه توقف عن ممارسة الطب والتحق بالجيش اليمني التابع للحكومة.
مروان گفت که طبابت را کنار گذاشته و به ارتش دولتی یمن پیوسته است.
💡 قرر الشاب والتحق بدورة تدريبية لتحسين مهاراته في البرمجة.
مرد جوان تصمیم گرفت و در یک دوره آموزشی ثبت نام کرد تا مهارت های برنامه نویسی خود را بهبود بخشد.
💡 حيث أصبح بيرنهاردت مدرسًا لعلوم الكمبيوتر والتحق بالدروس و الكورسات المسائية.
برنهارت معلم علوم کامپیوتر شد و در کلاسها و دورههای عصرانه ثبت نام کرد.
💡 درس الميكانيكا في معهد «دون بوسكو» والتحق بالخدمة في قصر عابدين كميكانيكي سيارات
او در موسسه دان بوسکو مکانیک خواند و به عنوان مکانیک خودرو به خدمت در کاخ عابدین درآمد.