هری

🌐 هری

«هَری» در برخی منابع به معنای کهنه، فرسوده، یا پوسیده آمده و از نظر معنایی نزدیک به «هري» است. این واژه می‌تواند بر چیزی دلالت کند که بر اثر گذر زمان از حالت اولیه خود خارج شده و سستی و نابودی در آن پدید آمده است.

اسم (noun)

📌 هری

دیکشنری عربی به فارسی

📌 گربه من

جمله سازی با هری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان هری يمشي في السوقِ بحذرٍ خوفًا من الزحامِ الشديد.

هری با احتیاط در بازار قدم می‌زد و از جمعیت زیاد می‌ترسید.

💡 نادى المعلمُ هری ليشرحَ الدرسَ أمامَ الطلابِ بثقةٍ وهدوء.

معلم هری را صدا زد تا با اعتماد به نفس و آرامش درس را برای دانش آموزان توضیح دهد.

💡 جلسَ هری على الكرسيِ الخشبيِّ قربَ النافذةِ يقرأُ رسالةً قديمة.

هری روی صندلی چوبی نزدیک پنجره نشسته بود و نامه‌ای قدیمی را می‌خواند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران