هرطل

🌐 هرتال

«هرطل» در لغت به چیزی شبیه «سنگین، درشت‌هیکل، یا پرگو و پرحرف» نسبت داده شده است، و گاهی برای توصیف شخصی که وقارِ سنگین یا حتی خشکیِ بدنی دارد به‌کار می‌رود. در بعضی نقل‌ها نیز می‌تواند معنای «پراکندگی یا سستی» بدهد. این واژه از نظر استعمال، کم‌کاربرد و بیشتر لغوی است.

جمله سازی با هرطل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لا تفهم شيئًا عندما هرطل الرجل في الحديث دون ترتيبٍ أو معنىٍ واضح.

وقتی مرد بی‌هدف و بدون نظم یا معنی واضح، حرف‌هایش را ادامه می‌دهد، هیچ چیز نمی‌فهمی.

💡 بدأ الصبي هرطل بكلامٍ غير واضحٍ بعدما تعب من السهر الطويل.

پسر، هرتل، بعد از اینکه از بیدار ماندن تا دیروقت خسته شد، شروع به صحبت کردن نامفهوم کرد.

💡 جلس في المقهى يـ هرطل مع أصدقائه عن السفر والعمل والحياة اليومية.

او در کافه نشسته بود و با دوستانش درباره سفر، کار و زندگی روزمره گپ می‌زد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران