نذرت
🌐 نذر کردم.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 او نذر کرد
📌 بتوک شده
📌 نذر کرده
📌 پیش بینی شده
📌 نذر میکنی
📌 نذر کردم.
📌 تقدیم میکنم.
جمله سازی با نذرت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كجزء من رحلتها، نذرت أن تواجه شياطينها مباشرة.
به عنوان بخشی از سفرش، او قسم خورد که با شیاطین درونیاش روبرو شود.
💡 قالتِ الأمُّ إنها نذرت صدقةً للفقراءِ إذا نجحَ أبناؤها جميعًا في اختباراتِهم النهائية.
مادر گفت که نذر کرده بود اگر همه فرزندانش در امتحانات نهایی قبول شوند، به فقرا صدقه بدهد.
💡 ، أتصور أنك كذلك خصوصا كونك نذرت نفسك لخدمته.
تصور میکنم که همینطور است، مخصوصاً از آنجایی که خودت را وقف خدمت به او کردهای.
💡 وقالت الفتاة أنها احترمت رغبات والديها لكنها نذرت أن تظل عفيفة وأن ترتدى الثياب البيضاء.
دختر گفت که به خواسته والدینش احترام میگذارد، اما نذر کرده که پاکدامن بماند و لباس سفید بپوشد.
💡 الخطوات المخيفة نذرت بزائر غير متوقع.
صدای قدمهای وهمآور، خبر از آمدن مهمان غیرمنتظرهای میداد.
💡 الأضواء المتذبذبة نذرت بأن انقطاعاً في التيار الكهربائي كان وشيكاً.
چراغهای چشمکزن هشدار میدادند که قطعی برق قریبالوقوع است.