نثره

🌐 نثر او

بسته به زمینه می‌تواند دو برداشت داشته باشد: اگر از ریشهٔ نثر به معنای «پراکنده کرد» باشد، نثره یعنی «آن را پراکنده کرد / افشاند». اما اگر در متن ادبی دیده شود، ممکن است صورت ضمیرمندِ یک کاربرد دیگر باشد. در مجموع این واژه بدون زمینه، بیشتر به معنای «پراکنده‌اش کرد» یا «افشاند آن را» فهمیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نثر او

جمله سازی با نثره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أعجب الحضور نثره لأنه حمل أفكارًا عميقة بلغة سهلة.

حضار نثر او را تحسین می‌کردند زیرا مفاهیم عمیق را به زبانی آسان منتقل می‌کرد.

💡 لاحظ القارئ كيف نثره في الفقرة بدا منسجمًا مع الفكرة العامة.

خواننده متوجه شد که نثر او در پاراگراف چگونه با ایده کلی سازگار به نظر می‌رسد.

💡 أخذ الكاتب نثره الطويل إلى المراجعة قبل النشر النهائي.

نویسنده، نثر طولانی خود را پیش از انتشار نهایی به مرحله‌ی بازبینی رساند.

💡 قرر الكاتب أن نثره في النص ليجعل المعنى أكثر وضوحًا.

نویسنده تصمیم گرفت آن را در متن بگنجاند تا معنی آن روشن‌تر شود.

💡 وضع العامل نثره في المكان المخصص قبل بدء العرض.

کارگر قبل از شروع نمایش، نمایشگر خود را در محل تعیین‌شده قرار داد.

💡 كانت نثره واضحة ومترابطة رغم بساطة الأسلوب.

نثر او با وجود سادگی سبک، واضح و منسجم بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران