ناقمة

🌐 کینه توز

«ناقِمة» مؤنثِ «ناقم» است و به زن یا موجود مؤنثی گفته می‌شود که ناراضی، خشمگین، یا معترض باشد.

صفت (adjective)

📌 تلخ درباره

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 ناراضی

جمله سازی با ناقمة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لقد حاولت أن أسألها من، لكنها كانت غاضبة جداً و ناقمة على كل الرجال في العالم فلم تقل لي.

سعی کردم از او بپرسم چه کسی، اما او آنقدر از تمام مردان دنیا عصبانی و دلخور بود که حاضر نشد به من بگوید.

💡 زوجته ناقمة على حياتها البائسة.

همسرش از زندگی نکبت‌بارش رنج می‌برد.

💡 كانت المرأة ناقمة على الظلم الذي أصاب أسرتها منذ سنوات.

زن از بی‌عدالتی‌ای که سال‌ها بر خانواده‌اش روا داشته شده بود، رنجیده خاطر بود.

💡 شعرت الفتاة ناقمة بعد أن رُفض طلبها بلا توضيح.

دختر پس از اینکه درخواستش بدون هیچ توضیحی رد شد، احساس رنجش کرد.

💡 بقيت ناقمة على الإهمال الذي سبب خسائر كبيرة للمشروع.

او همچنان از بی‌توجهی که باعث ضررهای قابل توجهی به پروژه شده بود، رنجیده خاطر بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران