ازد

🌐 عضد

«ازد» اگر منظور «أزد» باشد، نام یک قبیله بزرگ عربی است که در تاریخ عرب اهمیت زیادی دارد. این نام بیشتر به عنوان اسم خاص به کار می‌رود و در منابع تاریخی، نسب‌شناسی و جغرافیا دیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آزاد

جمله سازی با ازد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جلس المسافر في المطار ينتظر ازد رحلته بعد تأخير طويل.

مسافر پس از یک تأخیر طولانی، در فرودگاه منتظر پروازش بود.

💡 طلب الطبيب من المريض أن يتجنب ازد الأدوية دون استشارة مسبقة.

پزشک از بیمار خواست که بدون مشورت قبلی از مصرف بیشتر دارو خودداری کند.

💡 في النقاش، حاول الجميع ازد الخلاف قبل أن يتحول إلى مشكلة أكبر.

در طول بحث، همه سعی کردند اختلاف نظر را قبل از اینکه به یک مشکل بزرگتر تبدیل شود، حل کنند.

کلمات مرتبط