موح
🌐 دلالت کننده
این واژه به این صورت در عربی معیار رایج نیست و احتمالاً مخفف، ناقص، یا صورت نوشتاریِ نادرستِ واژهای دیگر است. بدون بافت، معنای دقیق و قابل اتکایی برای آن نمیتوان داد.
صفت (adjective)
📌 دلالت کننده
جمله سازی با موح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 والدليل على الهيكلية, وظيفي, وتحسين الفسيولوجية بعد العلاج في بعض النقاط النهائية البصرية هو موح من العصبية.
شواهد بهبود ساختاری، عملکردی و فیزیولوژیکی پس از درمان در برخی از نقاط پایانی بینایی، نشاندهنده عملکرد عصبی است.
💡 لم أسمع كلمة موح من قبل إلا في حديثٍ محليٍّ قديم.
من قبلاً هرگز کلمه «مو» را نشنیده بودم، مگر در یک مکالمه محلی قدیمی.
💡 هذا اللفظ موح في بعض اللهجات ولا يُستعمل كثيرًا في الفصحى.
این کلمه در برخی لهجهها به کار میرود و در عربی کلاسیک کاربرد چندانی ندارد.
💡 سأل الأستاذ عن معنى كلمة موح في السياق الذي قرأه الطالب.
معلم درباره معنی کلمه «موح» در متنی که دانشآموز خوانده بود، پرسید.