من الخروج
🌐 از خروج
دیکشنری عربی به فارسی
📌 از بیرون رفتن
📌 آن را بیرون
📌 از بیرون آمدن
📌 از ترک کردن
📌 از خروج
جمله سازی با من الخروج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منعت الأم طفلها من الخروج وحده في وقت متأخر.
مادر، فرزندش را از تنها بیرون رفتن در اواخر شب منع کرده بود.
💡 حذره الأب من الخروج وحده ليلًا في الشوارع المزدحمة.
پدر او را از بیرون رفتن تنها در شب در خیابانهای شلوغ برحذر داشت.
💡 أردتُ الحضور اي ولکن المرض منعني من الخروج من البيت.
میخواستم شرکت کنم، اما بیماریام اجازه نمیداد از خانه بیرون بروم.
💡 يفضل الجلوس على التراس بدلاً من الخروج في الطقس البارد.
ترجیحاً در هوای سرد به جای بیرون رفتن، روی تراس بنشینید.
💡 رأينا حاجزا صغيرًا أمام الباب يمنع الأطفال من الخروج وحدهم.
ما یک مانع کوچک جلوی در دیدیم که مانع از بیرون رفتن بچهها به تنهایی میشد.
💡 أحيانًا يكون سبيل من الخروج من الأزمة هو الاعتراف بالمشكلة أولًا.
گاهی اوقات راه خروج از یک بحران، ابتدا پذیرش مشکل است.