مقلوبة

🌐 وارونه

«مقلوبة» در عربی به معنای واژگون‌شده، برگردانده‌شده، یا برعکس شده است. این واژه برای چیزی به کار می‌رود که حالت عادی‌اش تغییر کرده و به سمت دیگر برگشته باشد؛ همچنین نام یک غذای معروف عربی هم هست که به‌صورت «مقلوبه» شناخته می‌شود.

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 رو به پایین

صفت / قید (adjective / adverb)

📌 وارونه

📌 درون-بیرون

📌 درون به بیرون

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 وارونه

📌 واژگون شده

جمله سازی با مقلوبة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 غالباً ما يرتدي الأطفال ملابسهم مقلوبة للمرح أثناء وقت اللعب.

بچه‌ها اغلب برای سرگرمی در زمان بازی لباس‌هایشان را پشت و رو می‌پوشند.

💡 تُقدَّم مقلوبة ُ الأرزِّ عادةً في وسطِ الطاولةِ بعد قلبِ القدرِ بحذر.

مقلوبه برنج معمولاً پس از وارونه کردن دقیق قابلمه، در وسط میز سرو می‌شود.

💡 لا اثر لبصمات الاصابع، لكن نمط الايدي مقلوبة تمامًا.

اثر انگشتی وجود ندارد، اما طرح دست کاملاً برعکس است.

💡 تعلّمَ الشابُّ طريقةَ صنعِ مقلوبة ٍ فلسطينيةٍ من والدتهِ أثناء العطلة.

این مرد جوان در طول تعطیلات طرز تهیه مقلوبه فلسطینی را از مادرش یاد گرفت.

💡 أعدّت الجدةُ مقلوبة ً لذيذةً بالدجاج والباذنجان في مناسبةِ العائلة.

مادربزرگ برای این مناسبت خانوادگی، مقلوبه خوشمزه‌ای با مرغ و بادمجان درست کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران