مفقود

🌐 گم شده

یعنی «گم‌شده، از دست‌رفته، مفقودالاثر». این واژه برای چیزی یا کسی به‌کار می‌رود که وجودش در دسترس نیست یا پیدا نمی‌شود. مثلاً «شخص مفقود» یعنی «فرد گم‌شده».

صفت (adjective)

📌 گم شده

📌 گمشده

📌 ناپدید شد

📌 بی حساب

📌 از دست رفته

📌 فاقد

📌 نابجا

📌 مفقود شده ارسال شد

جمله سازی با مفقود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بقيت حقيبته مفقود ة بعد انتهاء الاجتماع في الفندق.

کیف او پس از پایان جلسه در هتل، همچنان مفقود بود.

💡 إن ابني مفقود منذ ساعة، وقد بحثنا عنه في كل مكان.

پسرم یک ساعت است که گم شده و ما همه جا را دنبالش گشته‌ایم.

💡 أعلنوا عن طفل مفقود في الحي وطلبوا من السكان المساعدة.

آنها از گم شدن کودکی در محله خبر دادند و از ساکنان درخواست کمک کردند.

💡 ‫ُ‬ ‫إنّها ملحمةٌ وأسطورة ٌ رائعةٌ لكن بعضها مفقود بسبب التّلف والتّحطيم‪.

این یک حماسه و افسانه‌ی شگفت‌انگیز است، اما بخشی از آن به دلیل آسیب و ویرانی از بین رفته است.

💡 قالت للشرطة: إن ابني مفقود وأرجو أن تساعدوني في العثور عليه.

او به پلیس گفت: پسرم گم شده و امیدوارم شما بتوانید در پیدا کردنش به من کمک کنید.

💡 نحن لدينا جرائم أكثر أهمية للتحقيق من مفقود محقق أعور سكير

ما جرایم مهم‌تری برای بررسی داریم تا یک کارآگاه مست، یک چشم و گمشده.

کلمات مرتبط