معر

🌐 معار

این واژه نیز به‌صورت مستقل نامأنوس و احتمالاً ناقص است. ممکن است بخشی از واژه‌ای دیگر باشد و بدون متن، معنی دقیق آن مشخص نیست. در صورت ارتباط با ریشهٔ «عور» یا واژه‌های مشابه، ممکن است به عیب، برهنگی یا آشکارشدگی اشاره داشته باشد، ولی این فقط حدس است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 المعری

📌 ماری

📌 مار شورین

جمله سازی با معر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانَ العاملُ معر اليدِ بسببِ إصابةٍ قديمةٍ في الورشة.

این کارگر به دلیل جراحت قدیمی که در کارگاه برداشته بود، از ناحیه دست دچار لنگش شده بود.

💡 وقفَ الرجلُ معر الرأسِ تحتَ المطرِ ينتظرُ الحافلة.

مرد با سر برهنه زیر باران ایستاده بود و منتظر اتوبوس بود.

💡 بدا الطفلُ معر القدمِ بعدَ أن فقدَ حذاءهُ في الطريق.

کودک پس از گم کردن کفش‌هایش در راه، پابرهنه ظاهر شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران