مصاريف
🌐 هزینهها
اسم (noun)
📌 هزینه
📌 مخارج
📌 شهریه
دیکشنری عربی به فارسی
📌 اتهامات
📌 هزینهها
جمله سازی با مصاريف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مصاريف األوالد كثيرة والحمل ثقيل َّ ـ ربنا يعلم إني عملت كل ما في وسعي.
خرج بچه ها بالاست و بار سنگین - خدا شاهد است که هر کاری از دستم بر می آمد انجام دادم.
💡 يكدحُ الشابُّ في عملين مختلفين ليغطي مصاريف الدراسة.
مرد جوان برای تأمین هزینههای تحصیلش، در دو شغل مختلف سخت کار میکند.
💡 جمع الشاب فلوسًا قليلة من عمله الجزئي ليغطي مصاريف السفر المقبلة.
مرد جوان از شغل پاره وقتش کمی پول پس انداز کرد تا هزینه های سفر آینده اش را تأمین کند.
💡 سجّلت الشركة مصاريف التشغيل في تقريرها المالي السنوي.
این شرکت هزینههای عملیاتی را در گزارش مالی سالانه خود ثبت کرده است.
💡 هذا المقترح مناسب لميزانية العائلة، ولا يحتاج إلى مصاريف إضافية كثيرة.
این پیشنهاد برای بودجه خانواده مناسب است و نیازی به هزینه های اضافی زیادی ندارد.
💡 زادت مصاريف الأسرة هذا الشهر بسبب ارتفاع الأسعار.
هزینه های خانواده در این ماه به دلیل افزایش قیمت ها افزایش یافته است.
💡 اضطر الأب إلى العمل ساعاتٍ أطول لتغطية مصاريف الأسرة.
پدر مجبور بود برای تأمین مخارج خانواده، ساعات بیشتری کار کند.