مشي

🌐 او راه رفت

«مشي» مصدر عربی به‌معنای راه رفتن، قدم زدن، حرکت کردن با پا است. این کلمه یکی از رایج‌ترین افعال مرتبط با حرکت انسان و گاهی حیوانات است. در فارسی برابرهایی مانند «راه رفتن»، «پیاده رفتن» یا «گام زدن» برای آن مناسب‌اند.

اسم (noun)

📌 پیاده روی

📌 پیاده‌روی

📌 قدم برداشتن

📌 راهپیمایی

جمله سازی با مشي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدأ الطفل يتعلم مشي خطواته الأولى وسط فرحة والديه.

کودک در میان شادی والدینش شروع به یادگیری اولین قدم‌هایش کرد.

💡 يُنصح بـ مشي نصف ساعة صباحًا لتحسين الدورة الدموية وتنشيط الجسم.

توصیه می‌شود صبح‌ها نیم ساعت پیاده‌روی کنید تا گردش خون بهبود یابد و بدن انرژی بگیرد.

💡 يحتاج كبار السن إلى مشي يومي خفيف للحفاظ على الحركة والنشاط.

افراد مسن برای حفظ تحرک و فعالیت به پیاده‌روی سبک روزانه نیاز دارند.

💡 قام بجولة مشي سريعة في البرد، مستمتعاً بالمناظر الشتوية الهادئة.

او در سرما قدمی سریع زد و از مناظر آرام زمستانی لذت برد.

💡 خلال مشي كان هناك شيء واحد أن حقا عثرت لي تقريبا كل يوم واحد.

در طول پیاده‌روی‌هایم، تقریباً هر روز یک چیز واقعاً توجهم را جلب می‌کرد.

💡 استكشفنا المدينة في رحلة مشي مع مرشد سياحي الصيف الماضي.

تابستان گذشته ما در یک تور پیاده‌روی با راهنما، شهر را گشتیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران