مسومة
🌐 قیمت گذاری شده
«مَسُومَة» به معنای «نشاندار، علامتگذاریشده، مشخصشده» است و از ریشهٔ «سمه / وسم» میآید که مفهوم «علامت زدن» را میرساند. این واژه در برخی متون میتواند به حیوان یا چیزی گفته شود که نشانهای بر آن نهادهاند. در عربی کلاسیک همچنین ممکن است بهمعنای «مهیا و آماده» یا «دارای نشانهٔ خاص» هم باشد.
جمله سازی با مسومة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أرسلوا الصناديق مسومة بالأرقام لتسهيل عملية الفرز والتسليم.
برای تسهیل فرآیند مرتبسازی و تحویل، جعبههای دارای برچسب شمارهدار را ارسال کنید.
💡 رأيت خيمة مسومة بعلامة واضحة في المعسكر الصيفي.
من چادری را دیدم که با تابلوی واضحی در اردوی تابستانی مشخص شده بود.
💡 كانت الحقيبة مسومة باسم صاحبها لتجنب الضياع في المطار.
برای جلوگیری از گم شدن کیف در فرودگاه، نام صاحب آن روی آن برچسب زده شده بود.