مسموح

🌐 مجاز

«مسموح» به معنی «اجازه‌داده‌شده» یا «مجاز» است. این واژه برای چیزی به کار می‌رود که انجام آن ممنوع نیست و اجازهٔ شرعی، قانونی یا عرفی دارد. در گفت‌وگوهای روزمره نیز برای اشاره به «رسمی بودن» یا «مانعی نداشتن» چیزی استفاده می‌شود.

صفت (adjective)

📌 مجاز

📌 قابل قبول

📌 تحمل کرد

📌 قابل تحمل

جمله سازی با مسموح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كما هو مسموح لي أن أقبلها قبل و بعد الزيارة.

من همچنین مجاز به پذیرش آن قبل و بعد از بازدید هستم.

💡 محقق, هل تعرف لماذا انت فقط مسموح لك لاعطاء كمية ضغيرة من بيووت للمسابقة

کارآگاه، میدونی چرا فقط اجازه داری مقدار کمی پیوت به مسابقه بدی؟

💡 هنا، ليس مسموح ًا استخدام الهاتف أثناء الامتحان.

اینجا، استفاده از تلفن در طول امتحان مجاز نیست.

💡 ‬ولكني ترددت‬ ‫خشية أن يكون ذلك غير مسموح ويزعجك طلبي‪.

اما من تردید داشتم، چون می ترسیدم که مبادا اجازه داده نشود و درخواستم شما را به دردسر بیندازد.

💡 حمل الحقائب الكبيرة غير مسموح في هذه الحافلة المزدحمة.

حمل کیف‌های بزرگ در این اتوبوس شلوغ مجاز نیست.

💡 اليوم، غير مسموح له أن يأكل أي شيئا حلوا.

امروز، او اجازه ندارد هیچ چیز شیرینی بخورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران