مزع
🌐 آزرده خاطر
این واژه بهتنهایی در عربی معیار بسیار روشن و رایج نیست و ممکن است مخفف، اشتباهِ املایی، یا واژهای لهجهای باشد. بنابراین معنی دقیق آن بدون بافت مشخص نیست، ولی احتمال دارد به مفهوم «کندن، برآوردن یا بیرون آوردن» نزدیک باشد اگر از ریشهای مرتبط با حرکت و جدا کردن باشد.
فعل (verb)
📌 دویدن
📌 برش
جمله سازی با مزع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان الأطفال يضحكون وهم يرون الأب مزع الأعشاب اليابسة من بين النباتات.
بچهها داشتند میخندیدند و پدرشان را تماشا میکردند که علفهای خشک را از میان گیاهان بیرون میکشید.
💡 حاول الفلاح أن مزع التربة بيديه قبل أن يبدأ البذر في الحقل.
کشاورز قبل از شروع کاشت در مزرعه، سعی کرد خاک را با دستانش نرم کند.
💡 في الصباح المبكر خرج العامل لي مزع الحشائش حول الأشجار الصغيرة.
صبح زود، کارگر برای کوتاه کردن علفهای اطراف درختان کوچک بیرون رفت.