اربي
🌐 آربی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بالا بردن
📌 آربی
📌 اربی
📌 اربه
جمله سازی با اربي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلس الطالب في اربي الدرس يراجع الملاحظات قبل الامتحان مباشرة.
دانشآموز درست قبل از امتحان در کلاس درس نشسته بود و یادداشتهایش را مرور میکرد.
💡 كانت الحقيبة موضوعة في اربي الغرفة بجانب النافذة المفتوحة.
چمدان در گوشه اتاق کنار پنجره باز قرار داده شد.
💡 لم اربي فتياتي ليقعنَّ في الفخاخ.
من دخترانم را طوری بزرگ نکردهام که در تله بیفتند.
💡 يحتوي بيازا ديلي اربي على عدد قليل من المطاعم والبارات المحيطة، أي إذا كنت لا تمانع في دفع القسط السياحي.
میدان دله آربه چند رستوران و بار در اطراف دارد، البته اگر برایتان مهم نیست که هزینه اضافی برای توریستها بپردازید.
💡 توقف العامل قليلًا في اربي الورشة ليأخذ نفسًا قبل مواصلة العمل.
کارگر قبل از ادامه کار، مکث کوتاهی در کارگاه کرد تا نفسی تازه کند.