اربي

🌐 آربی

این صورت معمولاً به معنای «پروردگار من» یا «مربوط به پروردگار» فهمیده می‌شود و از ریشهٔ «رَبّ» در قالب‌های نسبت یا اضافهٔ ضمیری می‌آید. در متون دینی و ادبی، «ربی» بسیار رایج است و اغلب برای اشاره به خداوند به معنای «پروردگار من» به کار می‌رود. همچنین ممکن است در برخی سیاق‌ها صفت نسبی به معنای «الهی / پروردگاری» نیز داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بالا بردن

📌 آربی

📌 اربی

📌 اربه

جمله سازی با اربي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جلس الطالب في اربي الدرس يراجع الملاحظات قبل الامتحان مباشرة.

دانش‌آموز درست قبل از امتحان در کلاس درس نشسته بود و یادداشت‌هایش را مرور می‌کرد.

💡 كانت الحقيبة موضوعة في اربي الغرفة بجانب النافذة المفتوحة.

چمدان در گوشه اتاق کنار پنجره باز قرار داده شد.

💡 لم اربي فتياتي ليقعنَّ في الفخاخ.

من دخترانم را طوری بزرگ نکرده‌ام که در تله بیفتند.

💡 يحتوي بيازا ديلي اربي على عدد قليل من المطاعم والبارات المحيطة، أي إذا كنت لا تمانع في دفع القسط السياحي.

میدان دله آربه چند رستوران و بار در اطراف دارد، البته اگر برایتان مهم نیست که هزینه اضافی برای توریست‌ها بپردازید.

💡 توقف العامل قليلًا في اربي الورشة ليأخذ نفسًا قبل مواصلة العمل.

کارگر قبل از ادامه کار، مکث کوتاهی در کارگاه کرد تا نفسی تازه کند.

کلمات مرتبط