مداور
🌐 غیرمستقیم
«مداور» از ریشهی «دور» است و میتواند به معنای گرداننده، چرخاننده، یا کسی باشد که در کارِ گرداندن، رسیدگیکردن یا چرخیدن نقش دارد. در برخی متون، این واژه میتواند حالتِ «طرفِ مقابلِ دور» یا کسی که به نوبت میآید را هم تداعی کند، اما معنای اصلی آن به گردش و اداره مربوط است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 غلتک ها
جمله سازی با مداور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حضر مداور خارجي لتسهيل التفاهم بين الطرفين المتخاصمين.
یک میانجی خارجی برای تسهیل تفاهم بین دو طرف مخالف حضور داشت.
💡 كان مداور الأزمة واضحًا في الاجتماع بعد عرض جميع الآراء.
مدیریت بحران در جلسه پس از ارائه همه نظرات کاملاً مشهود بود.
💡 ناقش مداور الملف القانوني مع المستشارين بدقة وهدوء.
مدیر با آرامش و دقت، پرونده حقوقی را با مشاوران در میان گذاشت.