مخلف

🌐 باقی‌مانده غذا

«مخلف» به معنای باقی‌مانده، برجای‌مانده، جانشین، یا کسی / چیزی است که پس از دیگری می‌آید یا جای او می‌نشیند. گاهی هم به کسی گفته می‌شود که از دیگران عقب مانده یا در پی چیزی باقی مانده است. معنای دقیق آن به کاربرد جمله بستگی دارد.

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 چپ

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مخلیف

جمله سازی با مخلف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترك المسافر حقيبةً مخلف ة عند باب المحطة ثم عاد يبحث عنها بسرعة.

مسافر کیفی را پشت در ایستگاه جا گذاشت و سپس به سرعت برگشت تا آن را پیدا کند.

💡 الادعاء يتّهم مخلف ألشمري بـ "إزعاج الآخرين"

دادستانی مخلف الشمری را به «ایجاد مزاحمت برای دیگران» متهم کرده است.

💡 وجدَ الشرطي سيارةً مخلف ة في المكان الممنوع بعد انتهاء الدوام.

پلیس پس از ساعت کاری، خودرویی را که به طور غیرقانونی در منطقه ممنوعه پارک شده بود، پیدا کرد.

💡 عدّ المزارع القطيع مخلف ًا بعد أن ضاع منه عدد من الأغنام.

کشاورز پس از اینکه تعدادی از گوسفندانش را از دست داد، گله را از دست رفته دانست.

کلمات مرتبط