مخفي

🌐 پنهان

یعنی «پنهان، نهان، مخفی». این واژه در فارسی هم بسیار نزدیک به همین صورت عربی وارد شده و برای چیزی که آشکار نیست یا عمداً پوشیده شده، استفاده می‌شود.

صفت (adjective)

📌 پنهان

📌 نامرئی

📌 پنهان شدن

📌 دفن شده

📌 راز

📌 پوشیده

جمله سازی با مخفي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان المفتاح مخفي ا داخل الدرج الصغير.

کلید داخل کشوی کوچک پنهان شده بود.

💡 كان ضحكه يحتوي على لمحة من الجنون المستتر، مخفي خلف ابتسامة ساحرة.

خنده‌اش نشانی از جنونی پنهان داشت که پشت لبخندی دلربا پنهان شده بود.

💡 توجد رسالة مخفي ة بين صفحات الكتاب القديم.

بین صفحات کتاب قدیمی، پیامی پنهان وجود دارد.

💡 وإلا لما زوجكِ لديه كمبيوتر مخفي خلف المنضده؟

وگرنه، چرا شوهرتان باید پشت میز کامپیوتر پنهان داشته باشد؟

💡 احتفظ الموظف بمبلغ مخفي في الخزانة الخاصة.

کارمند مقداری پول را در گاوصندوق خصوصی پنهان کرده بود.

💡 كانوا يطلقون عليه مخفي الأسرار الأعظم، لم يكشف أبدًا عن مكان مخبأهم.

آنها او را بزرگترین رازدار می‌نامیدند؛ او هرگز محل مخفیگاه آنها را فاش نکرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران