محموم

🌐 تب دار

«محموم» به معنی «تب‌دار، دچار تب، یا شخصی که تب دارد» است. این واژه در عربی برای توصیف بیماری یا حالت جسمیِ همراه با تب به کار می‌رود و در فارسی معادل‌هایی مثل «تب‌دار» یا «داغ‌زده از تب» دارد.

صفت (adjective)

📌 پرجنب و جوش

📌 تب دار

📌 بیش از حد گرم شده

📌 دیوانه وار

📌 گرم شده

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 سراسیمه

دیکشنری عربی به فارسی

📌 به طور تب آلود

جمله سازی با محموم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وكان الناس يجرون بشكل محموم عندما أمطر علينا الغاز المسيل للدموع.

مردم دیوانه‌وار می‌دویدند که گاز اشک‌آور به سمت ما باریدن گرفت.

💡 ‬أو نسمع‬ ‫أغاني القاعات الهابطة فنستشيط في جنون محموم عند استيقاظ القاع‬ ‫السفلي المظلم بداخلنا‪

یا به آهنگ‌های سالن‌های سطح پایین گوش می‌دهیم و در حالی که گودال تاریک و بی‌انتهای درونمان بیدار می‌شود، در شور و هیجانی دیوانه‌وار فرو می‌رویم.

💡 شعرَ الرجلُ محموم ًا بعدَ ساعاتٍ من العملِ تحتَ الشمسِ الحارقةِ.

مرد پس از ساعت‌ها کار زیر آفتاب سوزان، احساس تب می‌کرد.

💡 ظلَّ المريضُ محموم ًا طوالَ الليلِ حتى قرَّرَ الطبيبُ إعطاءَهُ الدواءَ المناسبَ.

بیمار در تمام طول شب تب داشت تا اینکه پزشک تصمیم گرفت داروی مناسب را به او بدهد.

💡 ‬بين‬ ‫البشر صراع محموم غير عادل وال متكافئ بالقوة فيفوز األقوى وهو‬ ‫يحسب أن ذلك بمجهوده‪

نبردی شدید، ناعادلانه و نابرابر بین انسان‌ها در جریان است که در آن قوی‌ترین پیروز می‌شود و معتقد است که این پیروزی به دلیل تلاش خودش است.

💡 عادَ الطفلُ محموم ًا من المدرسةِ، فاستقبلهُ والداهُ بقلقٍ واضحٍ.

کودک تب‌دار از مدرسه برگشت و والدینش با نگرانی آشکاری از او استقبال کردند.

کلمات مرتبط