محط
🌐 ایستگاه
دیکشنری عربی به فارسی
📌 تمرکز از
📌 مرکز
📌 موضوع
📌 تحقیرآمیز
جمله سازی با محط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت السيارة محط اهتمام الأطفال بسبب لونها الأحمر اللامع.
این ماشین به خاطر رنگ قرمز روشنش توجه بچه ها را به خود جلب کرد.
💡 وقف المسافر محط أنظار الجميع عندما بدأ يتحدث بثقة في المؤتمر.
مسافر وقتی در کنفرانس با اعتماد به نفس شروع به صحبت کرد، مرکز توجه قرار گرفت.
💡 واقفا قرب موق ف الباص ات في ب اب محط ة الم ترو
نزدیک ایستگاه اتوبوس در ورودی ایستگاه مترو ایستادهام
💡 صار المشروع محط نقاش واسع بين الخبراء في الصحف والقنوات المختلفة.
این پروژه به موضوع بحثهای گستردهای بین کارشناسان در روزنامهها و کانالهای مختلف تبدیل شد.
💡 أما ْ ٌ َ َ مرض وهو كبير سيكون محط ِ ِ ال ِ لفت ِ عمره خوًفا منه
در مورد بیماری، اگر او پیر باشد، در تمام طول زندگیاش، به دلیل ترس از آن، کانون توجه خواهد بود.
💡 حتى بعد أن برأته الأدلة، بقي محط شك.
حتی پس از آنکه شواهد او را تبرئه کرد، او همچنان در مظان اتهام باقی ماند.