مبرر

🌐 توجیه

«مُبرِّر» یعنی «توجیه‌کننده، دلیل‌آور، عذرآور»؛ و نیز «دلیلِ موجه». این واژه برای چیزی به‌کار می‌رود که یک عمل، سخن یا تصمیم را قابل‌قبول و قابل‌دفاع می‌سازد.

جمله سازی با مبرر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وهذا مبرر لأن الحاكم التقي فقط هو من يمكن أن يكون عائقًا ضد الفساد.

این امر موجه است زیرا تنها یک حاکم پرهیزگار می‌تواند مانعی در برابر فساد باشد.

💡 وليس لدى شباب التلال أي علاقة بهذا النظام، كما أنه ليس لديهم أي مبرر سياسي.

جوانان هیل‌تاپ هیچ ارتباطی با این رژیم ندارند و هیچ توجیه سیاسی هم برای آن ندارند.

💡 لم يجدِ المديرُ مبرر ًا كافيًا لتأجيلِ الموعدِ مرةً أخرى.

مدیر نتوانست توجیه کافی برای به تعویق انداختن دوباره قرار ملاقات پیدا کند.

💡 ‬خَلقنا لهم‬ ‫ألف مبرر ولكن لم نفكر بأنها مجرد مقدمات إلنسحابهم!

ما هزار توجیه برایشان تراشیدیم، اما به این فکر نکردیم که اینها صرفاً مقدمه‌ای برای عقب‌نشینی‌شان هستند!

💡 قدّمَ الموظفُ مبرر ًا مقنعًا لتأخّرهِ عن الاجتماعِ بسببِ الازدحامِ الشديدِ.

کارمند به دلیل ترافیک سنگین، توجیه قانع‌کننده‌ای برای دیر رسیدنش به جلسه ارائه داد.

💡 طلبَ الأستاذُ مبرر ًا واضحًا لغيابِ الطالبِ عن الامتحانِ المفاجئِ.

استاد از دانشجو خواست تا دلیل غیبتش در امتحان غافلگیرانه را به روشنی توضیح دهد.

کلمات مرتبط