ليدخل

🌐 برای ورود

از ریشه «دخل» به معنای «تا وارد کند، تا داخل شود» است. این واژه هم برای «داخل شدن» و هم برای «واداشتن به ورود» بسته به ساخت جمله به کار می‌رود.

فعل (verb)

📌 وارد شدن

📌 اجازه دادن به داخل

📌 برای وارد شدن

جمله سازی با ليدخل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طلبت الأسرة نافذًا كبيرًا في الجدار ليدخل الضوء إلى الغرفة.

خانواده درخواست کردند که یک پنجره بزرگ در دیوار تعبیه شود تا نور به داخل اتاق بتابد.

💡 ترکنا الباب مفتوحًا قليلًا ليدخل الهواء.

در را کمی باز گذاشتیم تا هوا عوض شود.

💡 وقفَ الجميعُ احترامًا ليدخل المديرُ بعدَ انتهاءِ الاجتماعِ السابقِ.

با ورود مدیر پس از پایان جلسه قبلی، همه به احترام او از جایشان بلند شدند.

💡 فتحَ الموظفُ البابَ ليدخل الزبونُ إلى المكتبِ بسهولةٍ.

کارمند در را باز کرد تا مشتری بتواند به راحتی وارد دفتر شود.

💡 وفتح الموظف النافذة ليدخل الهواء النقي إلى الغرفة.

کارمند پنجره را باز کرد تا هوای تازه وارد اتاق شود.

💡 خرجَ الحارسُ جانبًا ليدخل الضيفُ الكبيرُ إلى القاعةِ الرسميةِ.

نگهبان کنار رفت تا مهمان محترم وارد سالن رسمی شود.

💡 ‬فُتح الباب ليدخل وليد الذي ارتمى خالد على‬ ‫كتفه وراح يبكي من جديد‪

در باز شد و ولید وارد شد و خالد خود را روی شانه او انداخت و دوباره شروع به گریه کرد.

💡 تفسحوا قليلًا ليدخل الزائر إلى الصف بسهولة.

کمی فضا ایجاد کنید تا بازدیدکننده بتواند به راحتی وارد کلاس شود.

💡 هل يمكن أن أفتح النافذة في الصباح ليدخل الضوء الطبيعي؟

آیا می‌توانم صبح‌ها پنجره را باز کنم تا نور طبیعی وارد شود؟

💡 فتحَت الأم والنوافذ ليدخل الهواء النقي إلى الغرفة.

مادر پنجره‌ها را باز کرد تا هوای تازه وارد اتاق شود.

💡 وسعَ الرجلُ النافذةَ قليلًا ليدخل الهواء النقي إلى الغرفة.

مرد پنجره را کمی باز کرد تا هوای تازه وارد اتاق شود.

💡 يترك الأب نافذة الغرفة مفتوحة قليلًا ليدخل الهواء النقي في الصباح.

پدر پنجره اتاق را کمی باز می‌گذارد تا هوای تازه صبحگاهی به داخل بیاید.

مثلث نجومی یعنی چه؟
مثلث نجومی یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز