لية
🌐 برای او
این شکل نیز در عربی میتواند نامأنوس یا وابسته به ضبط خاص باشد. گاهی با واژههای نزدیک به «لِیَّة» یا «لِيَّة» اشتباه میشود که معانی متفاوتی دارند؛ بنابراین بدون متن، تعریف قطعی آن دشوار است. اگر مقصود املای خاصی باشد، ممکن است به چیزی مرتبط با گردن، پیچوخم، یا اسم خاص اشاره کند.
اسم (noun)
📌 پیچ و تاب
جمله سازی با لية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت لية شجرة الزيتون قديمة وممتلئة بالثمار في نهاية الموسم.
درخت زیتون در پایان فصل، پیر و پر از میوه بود.
💡 وجدتُ لية صغيرة في الزاوية قرب النافذة بجانب الكتب.
من یک گل سوسن کوچک در گوشه نزدیک پنجره، کنار کتابها پیدا کردم.
💡 انتهى زمن الفيل ة المس لية ال تي ت أتي لل رقص في الس يرك
دوران فیلهای سرگرمکنندهای که برای رقصیدن به سیرک میآمدند، تمام شده است.
💡 استخدم الصانع لية خشبية لتثبيت القطع أثناء الإصلاح.
این صنعتگر در حین تعمیر از یک گیره چوبی برای محکم کردن قطعات استفاده کرده است.