للصوت

🌐 برای صدا

به معنی «برای صدا» یا «از آنِ صوت». «صوت» در عربی یعنی صدا، آوا، ندا یا طنین. این واژه در فارسی هم در علوم قرائت، موسیقی، زبان‌شناسی و گفتار بسیار دیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 صدا

📌 صوتی

📌 آکوستیک

جمله سازی با للصوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‫أظن أن األوغاد وضعوا كاتما للصوت كي ل يسمع أحد الطلق الناري في حالة‬ ‫ما اضطروا لذالك‪.

فکر کنم حرامزاده‌ها یه صدا خفه کن گذاشتن که اگه لازم شد کسی صدای شلیک رو نشنوه.

💡 ‬يرتكز القرص عىل ثالثة أبراج ضخمة تعلق‬ ‫عليها مكربات للصوت تروج القوانني التي تتم كتابتها يف الطابق املليك‪.

این دیسک بر روی سه برج عظیم قرار دارد که بلندگوهایی به آنها متصل شده و قوانینی را که در طبقه سلطنتی نوشته شده است، پخش می‌کنند.

💡 أحتاج إلى سماعات رأس عازلة للصوت أثناء السفر الطويل.

من در سفرهای طولانی به هدفون‌های نویز کنسلینگ نیاز دارم.

💡 انتبه الطفل للصوت القادم من الشارع وسأل أمه عمّا يحدث.

کودک متوجه صدایی شد که از خیابان می‌آمد و از مادرش پرسید چه اتفاقی افتاده است.

💡 كانت مكبرات للصوت تعمل في الساحة لإيصال التعليمات إلى الحضور.

بلندگوها در میدان روشن بودند تا دستورالعمل‌ها را به شرکت‌کنندگان منتقل کنند.

💡 خفّضوا للصوت في القاعة حتى يتمكن المتحدث من شرح فكرته بوضوح.

صدای سالن را کم کنید تا سخنران بتواند ایده خود را به روشنی توضیح دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران